سلطان محمد مطربي سمرقندي

36

تذكرة الشعراء ( فارسي )

وى رفته و عبد اللّه خان در مورد شعر و شاعرى با وى بحث كرده و از او سؤالاتى نموده است . او داستان به حضور عبد اللّه خان رفتن خود و چگونگى آن را اين‌گونه شرح داده است : « روزى اين فقير در قوروق خواجه‌گذار ، از نواحى علياباد [ علىآباد ] سمرقند به وساطت مهتر شغى ، به تقبيل عتبهء علياى حضرت خاقان جنّت‌مكان مشرف گشتم . بعد از عبور بركماهى امور اين مكسور ، پرسيدند كه در فنّ سخنورى مائده از خوان پرفائدهء كه برمىدارى ؟ گفتم : حضرت حسن خواجه نثارى بخارى . اظهار عقيده نموده فرمودند : كه از فنون اشعار سخنى چند مىپرسم ، بايد كه جواب به طريق صواب گويى . اول پرسيدند كه شعر چيست و در اصطلاح چه معنا دارد ؟ » « 1 » سپس مطربى شرح پاسخ گفتن خود و سؤال دوم و سوم عبد اللّه خان و جوابهاى خود را به تفصيل آورده و نوشته است كه : « حضرت خاقان جنت‌مكان بعد از استماع اين مقدمات استحسان نموده ، به چكمن سقرلاطى و معدودى چند مخصوص گردانيده رخصت انصراف دادند . » « 2 » از اين گذشته مطربى قطعه‌اى دربارهء تاريخ وفات عبد اللّه خان سروده است : فريدون زمان خاقان اعظم * به جنّت بُرد رخت استقامت تا اينكه گويد : چو جستم از خلايق سال فوتش * همه گفتند : « قايم شد قيامت » « 3 » كه عبارت « قايم شد قيامت » معادل 1006 مىباشد و سال مرگ عبد اللّه خان ازبك شيبانى را نشان مىدهد . با اين‌حال بسيار جاى تعجب و شگفتى است كه آقاى اصغر جانفدا كه نسخهء اين تذكره را ديده و مهمتر آنكه آن را استنساخ كرده و مقدمه‌اى هم بر نسخهء استنساخى نوشته ، داستان اين ملاقات كه در نخستين تذكره و شرح‌حال ، از تذكرة الشعراى مطربى آمده نديده است و در همان مقدمه كه بر نسخهء استنساخى نوشته

--> ( 1 و 2 و 3 ) . تذكرة الشعرا ، ش 1 .